الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
612
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
ب - و نيز نقل شده كه از « عمار » در مورد ابو موسى پرسيده شد و او گفت من از حذيفه سخن عجيبى شنيدم حذيفه مىگفت آن صاحب كلاه بوقى سياه را مىبينى سپس آن چنان رو را درهم كشيد و خشمگين گرديد كه من از آن فهميدم ابو موسى جزو منافقانى بوده كه در « ليلهء عقبة » توطئه براى نابودى پيامبر داشتند . ج - « سويد بن غفلة » مىگويد : با ابو موسى در كنار فرات هنگام خلافت عثمان بوديم او براى من خبرى از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقل كرد گفت از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه بنى اسرائيل با هم اختلاف كردند اين اختلاف همچنان ادامه داشت تا اين كه دو زمامدار گمراه كه هم خود گمراه بودند و هم متابعان آنها براى اصلاح انتخاب كردند سر انجام امت من نيز چنين خواهد شد آنها دو حاكم گمراه را براى اصلاح انتخاب خواهند كرد . سويد مىگويد : به ابو موسى گفتم نكند تو يكى از آن دو باشى او پيراهنش را در آورد افكند ، و گفت از اين چنين بيزارى خواهم جست ابن ابى الحديد اضافه مىكند كه از نظر « معتزله » ابو موسى جرمش بسيار بزرك و عملش به اندازهاى براى دين زيانبخش بود كه بر كسى مخفى نيست و از نظر « معتزليها » او از كسانى است كه گناهان كبيره انجام داده و توبه او نيز ثابت نشده . ( ابن ابى الحديد ج 23 ص 313 - 316 ) ولى در اينجا يك سؤال مطرح است كه چرا على عليه السّلام به حكميت او راضى شد پاسخ آن را در قسمت جريان حكمين بايد يافت كه امام عليه السّلام اصلا به اين معنى حاضر نبود و جمعيت نادان به زور اين مسئله را به وى تحميل نمودند . ( 432 . ) قسمتى از اين سخن را « ابن عبد ربه » در كتاب « عقد الفريد » 1 ابن عبد ربه - عقد الفريد - ج 4 ص 309 ج 4 ص 309 آورده و همانند آنچه در « عقد الفريد » هست « مبرد » در كتاب « الكامل » 1 مبرد - الكامل - ج 1 ص 11 ج 1 ص 11 و ابن قتيبه در « الامامه و السياسه » 1 ابن قتيبه - الامامه و السياسه - ج 1 ص 34 ج 1 ص 34 آوردهاند .